عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

378

منازل السائرين ( فارسى )

باب بصيرت قال الله تعالى : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي . « 1 » اى رسول ! بگو كه طريقهء من و پيروانم همين است كه مردم را با دانايى به سوى خدا دعوت كنيم . همهء ابواب اوديه در حوزهء عالم سرّ است و از عالم نفس و مراتب آن خارج شده است . احسان : مرحله‌اى است كه ببينى خدا تو را مىبيند يا اگر نمىبينى ، بدانى كه او تو را مىبيند . باب علم : مرحلهء دريافت همين ديدن است . مراد از اين علم پايه‌اى از خودآگاهى انسان است كه احساس مىكند خداوند او را مىبيند . اگر انسان احساس كند كه خداوند او را مىبيند ، دست از بسيارى از خطاها برمىدارد و تقوا در او فعليت پيدا مىكند . اما ، در باب حكمت ، به جايى مىرسد كه هم خدا او را مىبيند و هم او خدا را مىبيند . به قول جناب مولوى : عاقبت بينى نشان نور تست * شهوت حالى حقيقت گور تست « 2 » انسان در لحظاتى از زندگى احساس مىكند كه خداوند او را مىبيند يا او خدا را مىبيند ، اين يك ادراك حضورى است كه در آن حال از ذكر خدا لذت مىبرد و پيوسته مىگويد : الهى اذقنى حلاوة ذكرك . مولوى در بيت ديگرى مىگويد : عاقبت بينى كه صد بازى بديد * مثل آن نبود كه يك بازى شنيد « 3 » پرندهء شكارى در فراز آسمان است و همه‌چيز را مىبيند . اگر در سطح زمين باشد ، هم صداى غزال را مىشنود ، ولى شنيدن صدا براى او كافى نيست . او به اوج آسمان پرواز مىكند تا همه‌چيز را از آن منظر ببيند . انسان نيز نبايد به همين زندگى خاكى قناعت كند ، بلكه بايد اوج بگيرد و اوج انسان تا مقام ( او ادنى ( مىباشد . به قول سعدى :

--> ( 1 ) . يوسف / 108 . ( 2 ) . مثنوى دفتر دوم ( 3 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 1977 .